دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

344

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

يافت . به‌علاوه ، اصطلاح عرفان ياگنوسيس « 1 » به‌جاى تصوف به كار رفت و تصوف از سده يازدهم / هفدهم تا دوازدهم / هيجدهم در محافل و حوزه‌هاى مراجع مذهبى بىاعتبار شد . اين امر سبب شد در جائى كه بهاء الدين عاملى آشكارا گرايش‌هاى عرفانى از خود نشان مىداد قاضى سعيد قمى يكى از معاصران مقتدر بهاء الدين و معروف به ابن عربى شيعه ، بارها به عرفان اشاره كند ولى هرگز مدعى صوفيگرى متداول در بين طرائق نشود ، اما ترديدى نيست كه وى يك نفر صوفى بوده است . به اين اوضاع بايد نقش و سهم امام دوازدهم را بطوركلى در بين خبرگان تشيع افزود و واقعيت اينست كه كل ساختار تشيع نسبت به جهت ظاهرى تسنن داراى خصيصه زاهدانه شديدى است . اين مطلب سبب شده تا عقايد باطنى حتى در جنبه‌هاى ظاهرى تشيع هم جلوه پيدا كند . خلاصه ، دوره صفوى نه‌تنها تعداد منظمى از اقطاب طرائق مختلف صوفيه را پرورش داد ، بلكه عرفا و صوفيان تراز والايى هم پديد آورد كه تعيين وابستگى آنها به عرفان دشوار است . افزون‌براين ، در اين دوره بعد و طيف عرفانى اسلام در فلسفه و حكمت هم بازتابيد و بيشتر برجستگان اين دوره متفكرانى با عاليترين درجه خردورزى و منطق و ضمنا پيام‌آوران بينش‌ها و روشنگريهاى روحانى بودند . در اين دوره تفكيك فلسفه ، حكمت و عرفان از يكديگر بسيار دشوار است . نخبگان فكرى و روحانى دورهء صفوى شيخ بهاء الدين عاملى بهاء الدين عاملى كه در نزد ايرانيان به شيخ بهائى شهرت دارد ( اين اسم هيچ ربطى به فرقه الحادى بهائى كه بالاخره از موازين اسلامى جدا شدند ، ندارد ) به لحاظ چندكارگى و چندگونگى يكى از شخصيت‌هاى برجسته نوزائى صفوى برشمرده مىشود . شيخ بهائى در سال 953 / 1546 در بعلبك لبنان امروزى متولد شد و فرزند يكى از رهبران جامعه شيعى اين منطقه بود و در سيزده‌سالگى همراه پدرش به ايران آمد و ديرى برنيامد كه زبان فارسى را به اندازه‌اى ياد گرفت كه بعدها ازجمله بهترين شاعران زبان فارسى سده دهم / شانزدهم شد . در قزوين به تحصيل پرداخت و سپس وارد يكى از كانونهاى معارف شيعى شد و در هرات نيز در رياضيات به درجه استادى رسيد . استادان نام‌آور او پدرش عز الدين حسين بن عبد الصمد ، و مولانا عبد اللّه يزدى

--> ( 1 ) - در اينجا منظور ما از گنوسيس دانشى است كه با اتحاد و وحدت بين ابژه و سوژه و نتايج حاصله از آن سروكار دارد و منظور بدعت مسيحى سده سوم ميلادى نيست .